تبلیغات
قلـــــم ها - یادداشت نویسنده کافه سینما برای فیلم آقا یوسف: فیلمنامه‌ای که مخاطب را فراموش کرده، اما این یک فیلم استاندارد است
قلـــــم ها
خبر روز كنجكاوی تنهایی قلم دست به قلم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Only God
مطالب اخیر
نویسندگان

کافه سینما-حسین گودرزی: نگاهی کوتاه به فیلم آقا یوسف ساخته علی رفیعی

فیلم آقا یوسف فیلم استانداردی در سینمای ما محسوب می‌شود. یک اثر سینمایی حرفه‌ایست، بازیگران حرفه‌ای دارد، موضوع و داستانی سینمایی دارد و از همه مهمتر کارگردانی دارد که فراتر از دقت به ریتم و دکوپاژ و عناصر تکنیکی به این هنر نگاه می‌کند. این را حتی از رنگ و طراحی صحنه فیلمش می‌توان فهمید. کارگردانی که تئاتر بلد است و کافیست به وجود رنگ آبی و قرمز در بیش از دو سوم از نماهای فیلم و کارکردشان دقت کنید تا سواد نمایشی و بصری‌اش ایمان بیاورید.

اما فیلم آقا یوسف فیلمی استاندارد در سینمای غیر استانداردمان محسوب می‌شود و نه فیلمی استاندارد در سینما به مفهوم کلی‌تر آن. همواره مشکل فیلمنامه در سینمایمان وجود داشته و در این دهه اخیر هم این مشکل دوچندان شده است. فیلم آقا یوسف هم از این قاعده مستثنا نیست و به شدت در فیلمنامه ضعف دارد.

یکی از مواردی که همیشه فیلمنامه نویسان سینمای ما آن را نادیده می‌گیرند و نسبت به آن بی‌توجهند دلایل و انگیزه قهرمان‌ها، ضد قهرمان‌ها، شخصیت‌ها و حتی تیپ‌هاست. مثلا ضد قهرمان‌ها همیشه با یک صدای خش داری قهقهه می‌زنند و دستور قتل صادر می‌کنند بدون آنکه به تماشاگر گفته شود که چرا. و به همین سادگی ضد قهرمان‌ها غیر قابل درکند و در ادامه قهرمان‌هایمان نیز ناقص باقی می‌مانند. فیلم آقا یوسف قهرمان ندارد یا لااقل قهرمان کلاسیکی که ما می‌شناسیم ندارد. اما کنش‌ها و واکنش‌های پرسوناژهایش نیز به شدت لنگ می‌زنند و انگار نه انگار که مخاطبی هم در کار است و توضیحی می‌خواهد. به عنوان مثال همواره در اصول اخلاقی، دینی، تربیتی و حتی روانشناسی تاکید شده است که یک دختر و یا پسر، تا وقتی که در خانواده خود از نظر عاطفی و معنوی کاملا تامین شده باشد احتمال اینکه در خارج از خانه به دنبال ارضای این نیاز معنوی و عاطفی باشد به شدت پایین است. خب قرار نیست که در سینما این اصول رعایت شوند. که اگر رعایت شوند که اصلا داستانی شکل نمی‌گیرد. داستان‌ها وقتی شکل می‌گیرند که یک استثنا این اصول را برهم بزند. در فیلم آقا یوسف هم همین موضوع صدق می‌کند و ایرادی هم ندارد. آن چیزی که ایراد دارد این است که فیلمنامه نویس مخاطب را نادیده گرفته و حتی یک دلیل و ریشه برای واکنش پرسوناژهایش قرار نداده. دختر آقا یوسف که خیلی بابا دوست است و رابطه‌ای  عمیق و دوستانه با پدرش دارد در خارج از خانه سر و گوشش حسابی می‌جنبد ولی به مخاطب جوابی داده نمی‌شود که چرا. و وقتی مخاطب واکنش‌های کاراکترها را درک نکند رابطه‌اش را با فیلم قطع می‌کند. مخاطب همیشه جواب می‌خواهد، دلیل و ریشه می‌خواهد و فیلمنامه نویس موظف است به او پاسخ دهد. البته منظورمان سینماییست که در آن مخاطب اهمیت دارد و نه فقط دغدغه و آرمان مولف. بحث سینمای آوانگارد و مدرن و تجربی را نمی‌کنم. سینمایی که مردم‌دار است باید بیش از این‌ها به تماشاگر اطلاعات دهد. ای کاش فیلمنامه نویسان‌مان به این موضوع هم کمی توجه کنند.

کافه سینما-حسین گودرزی





نوع مطلب :
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :