تبلیغات
قلـــــم ها - یادداشت‌های روزانه نویسندگان کافه سینما-2: درباره بازیگری در «مختار نامه»: فرصتی چون قدرت تفکیک
قلـــــم ها
خبر روز كنجكاوی تنهایی قلم دست به قلم
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Only God
مطالب اخیر
نویسندگان

کافه سینما-محسن شرف الدین: این اولین قسمت از ستون هفتگی زندگی دیگران است با موضوع  بازیگری.

فرصتی چون قدرت تفکیک

همواره درتحلیل فیلم هایی که با حضور درخشان بازیگرانش همرا بوده دچار مشکل می شدیم. نمی شد که بدون در نظر گرفتن کیفیت کار ستارگانشان اثری را مورد قضاوت قرار داد. حتی اگر در مواردی همه اندیشه‌ها و مضامین مورد نظر یک فیلم را مخالف با همه عقایدت می‌دیدی باز این حضور درخشان یک بازیگر، مثلا با یک نگاه سرد یا یک خشم و یک فریاد رهایی بخش باعث می شد تا به‌گونه‌ای به وجد آیی و مثلا در مقابل نظر منفی‌ات نسبت به کلیت یک فیلم عقب نشینی کنی. به‌همین دلایل هم هست که دائما این سوال مطرح می‌شود که آیا یک بازیگر با هنرش می تواند فیلمی ضعیف را به اثری قابل قبول تبدیل کند؟ و بعد با این سوال روبه‌رو می‌شویم که آیا بازیگر مولف داریم و اصلا بازیگر در محدوده کاریش قدرت تالیفی دارد؟ و اینکه بازیگر مولف را باید در محدوده خودش مورد قضاوت قرار داد یا در کلیت یک اثر و ...؟

همین می شود که وقتی پیشنهاد داشتن یک ستون هفتگی ثابت را داری، این مقوله یعنی نوشتن از بازیگر و هنر بازیگری شکلی جدی تر پیدا می کند و با توجه به قیمت و سهم بسزایی که برای این هنر چه در سینما و چه در نمایش قائل هستی تصمیم می‌گیری که شاید برای رسیدن به پاسخ و پرسیدن چند سوال تلاشی مختصر داشته باشی.

حالا قرار است که اینجا یک ستون مخصوص هنر بازیگری باشد. نه هدف آموزشی آنچنانی مورد نظر است و نه تحلیل های آنچنان تخصصی. تمام سعی بر این است تا اینجا نماینده ای باشد از جانب یک سلیقه. یعنی جایی که می توان با تکیه بر یک سلیقه واحد و مشخص به سراغ فیلم ها و بازیگرانشان رفت. جایی که این امکان را فراهم می آورد جدای از کیفیت کلی آثار به بازی بازیگرانی به شکلی مستقل امتیاز داد. یعنی جایی که به مخاطب این امکان را بدهد تا نظری را بخواند و در سبک و سنگین کردن های شخصی اش آن را هم محسوب کند. یعنی جایی که برای نگارنده هم یک فرصت مطلوب به حساب می آید، تا با تفکیک دوجریان که در ابتدا ذکر شد، این تناقض را برای خود حل کند و مثلا بعد از تقدیر و تحسین بازی خوب یک بازیگر به راحتی به قضاوت یک فیلم بنشیند. هرچقدر هم که این دو مکمل یکدیگر باشند.

مختار

قصد داشتیم در ابتدا و ازهمین اولین قسمت به مطالبی با موضوعات کلی تر و با تمایل بیشتر به سینما بپردازیم ولی توصیه یکی از دوستان که گفت «به تلویزیون و بازیگرانش هم فکر کن» و همچنین نمایش آخرین قسمت مجموعه مختارنامه نظرمان را تغییر داد. در واقع افتتاحیه این ستون به نوعی مصادف شد با اختتامیه و پخش آخرین قسمت مجموعه مختار نامه. یعنی الان که جمعه شب است و من در حال نگارش این یادداشت هستم، آخرین لالایی تیتراژ پایانی آخرین قسمت مختارنامه هم خوانده شده و پرونده نمایش آن بسته شده است. همه این ها باعث شد تا چند خطی را به تقدیر از بازیگری اختصاص دهیم که چیزی در حدود 10 ماه و هر هفته ما را با نفوذ نگاه و استیل حرکت و لحن ادای دیالوگ و حتی نحوه کشیدن افسار اسبش مسخ کرد و به ستایش از خود واداشت. فریبرز عرب نیا که در اوج دوره شکوفایی و روزهای درخشان سینمایی خود، چیزی نزدیک به یک دهه از عمر مفید بازیگری‌اش را صرف این مجموعه و خلق شخصیت مختار کرد حالا و با اتمام نمایش مختار نامه بی شک جایگاهی رفیع و ماندگار در تاریخ بازیگری ایران کسب کرده است. جایگاهی که به واسطه گستردگی مخاطب تلویزیونی، حتما و مطمئنا تاثیر گذارتر و ماندگارتر از هر فعالیت سینمایی دیگر او در همه این سال ها بوده واین یعنی قدرت شناخت و آگاهی. یعنی انتخاب درست.

رنگ آمیزی وجوه شخصیتی قهرمانی چون‌ مختارثقفی که در کتب تاریخی خیلی هم معصوم و تک وجهی نبوده، به یک گستره نگاه و درک لحظه نیاز داشته است. و مطمئنا یکی از سختی های کار بازیگران آثار تاریخی همین در دسترس نبودن اصل جنس و آشنا نبودن با عین واقعیت است اما عرب نیا هم مثل کارگردان اثر یعنی داوود میرباقری، دوران حال حاضر و رسم و رسوم این روزگار را به عقب برده و بازسازی کرده و از آنجا که می گویند تاریخ دائما در حال تکرار است، قهرمانی امروزی با همه دغدغه های امروزی خلق کرده است. مطمئنا نمی توان در این مختصر، به طور مفصل و کامل به ابعاد متفاوت و جزئیات متنوع شخصیت مختار و نحوه بازی عرب نیا اشاره دقیقی داشت. ولی دو هویت اصلی این بازی برای روح بخشیدن به این نقش را ذکر و مختصر توضیحی به آن اضافه می کنیم:

1 - چشم‌ها: این سلاح اصلی عرب نیا بوده. همانطور که بارها گفته شده چشم ها تنها اعضایی هستند که می توانند ذات هر تفکری را نمایان سازند. به عبارتی صادق ترین عضو بدن هستند. حالا رسیدن به چنین احساس باور پذیری و همچنین دستیابی به چنین نفوذ نگاهی را فقط باید در یک چیز جست‌وجو کرد. همان اعتقادی که خوراک صداقت است و مطمئنا برای نمایان کردن همه آن صلابت و شجاعت و همه آن تدبیر و سیاستی که پشت هر نگاه شخصیت مختار خلاصه شده، باید یک باور اصیل و اعتقاد عمیق وجود داشته باشد. حالا آیا اینکه فقط با تکنیک و فن بازیگری می‌توان به این درجه رسید جای سوال دارد ولی به نظر می رسد که عرب‌نیا زندگی را صرف مختار کرده باشد.

2 - مکث‌ها : هر رجز خوانی و خطبه سرایی مختار را به یاد آورید. تعدد نفس های عمیق و آرام میان هر جمله را ببینید که چگونه با گردش سر و نگاهی به اطراف و همچنین نگاهی نافذ همراه است. ادای دیالوگ های متقاطع(سیناپسی) به درستی هویت بخش این شخصیت بوده و عرب نیا با صلاحی چون این مکث ها، تعقل و هوش مختار را باور پذیر تر کرده است. می توان از نکات و جزئیات بسیار دیگری هم در تکمیل شخصیت پردازی مختار گفت و نوشت. می توان از لهجه و نوع ادای دیالوگ، ریتم راه رفتن و گام برداشتن، دست های اکثرا گره کرده(مشت کرده) گفت یا از تاثیر چهره پردازی و نوع تصویر برداری و قاب بندی ها و حتی همان زخم معروف ابرو هم مثال آورد. هر یک از این موارد تاثیر به سزایی برای رسیدن به چنین درجه ای از کیفیت ارائه نقش داشته اند..

این چند سطر بیشتر سهم ما بود برای تقدیر از فریبرز عرب نیا. بازی او در مختار نامه از آن نمونه هایی است که می توان امتیاز کارش را از امتیاز نهایی اثر بالاتر دانست. بگذریم که چرا تیتر این اپیزود را «مختار» انتخاب کردیم و نه «عرب نیا»!





نوع مطلب :
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :